قداست سوخته سیدجمال جلالی او تصویری را سوزاند؛ عمل سادهای که برای حکومتی مبتنی بر نماد و تقدس، فراتر از یک خط قرمز بود. آن تصویر قرار بود پیامی باشد از اقتدار، وحدت و مشروعیت؛ اما وقتی دست یک جوان برخاست و شعلهای بر آن نشاند، آن پیام به آینهای تبدیل شد که ناگهان تصویر شکست را بازتاب داد. مرگ امید، هرگونه که رخ داده باشد، نشان داد که قدرت از فروپاشی هالهٔ تقدس خود میهراسد. وقتی تصویر میسوزد، دیواری که مردم را به سکوت و اطاعت عادت داده، ترک برمیدارد و نظم ظاهری آرام به لرزه میافتد . اما آن شعله شخصی در شبکههای اجتماعی خاموش نماند. ویدیوی او در عرض چند ساعت میان مردم پخش شد و الگویی برای کسانی که سالها امکان اعتراض آرام را نداشتهاند گردید. جوانانی که آیندهای تاریک میبینند و از کانالهای مدنی قطع شدهاند، با دیدن آن عمل جسورانه فهمیدند که میشود. همین میشود در شرایط فقر، بیکاری و تحقیر روزمره به تقلید و تکرار بدل شد؛ هر بار که تصویری در کوچهای یا در استوری کسی میسوزد، آن عمل از فردی به جمعی تبدیل میشود و شعلهای کوچک، بیاختیار بزرگتر میگردد . از نگاه من ح...
ا ز جبر تا جستجو: تأملی بر دین، جغرافیا و آگاهی سید جمال جلالی دین یکی از اساسیترین عناصر هویت انسانی است که در طول تاریخ نقشی کلیدی در شکلگیری فرهنگها، جوامع و سیاستها ایفا کرده است. اما یکی از پرسشهای بنیادی دربارهی دین این است: آیا انسان واقعاً در انتخاب دین خود آزاد است؟ یا دین نیز، همچون زبان مادری و ملیت، از پیش برای او انتخاب شده است؟ آیا گرایش به دین، نتیجهی تفکر آزادانه است یا محصول جغرافیا، محیط و جامعهای که فرد در آن متولد شده است؟ این پرسش ما را به تأمل دربارهی مفهوم «جبر جغرافیایی» در دین میکشاند؛ اینکه تا چه اندازه محل تولد و زندگی، باوری را در ذهن انسان تثبیت میکند که او گمان میکند خود برگزیده است . جبر جغرافیایی به این معناست که محل تولد و زندگی فرد تأثیر عمیق و مستقیمی بر عقاید، رفتارها و بهویژه دین او دارد. در بسیاری از جوامع، افراد همان دینی را دارند که خانواده و محیط اجتماعیشان به آن باور دارند. بر اساس آمار، حدود ۹۰٪ مردم جهان پیرو همان دینی هستند که والدینشان داشتهاند. برای مثال، احتمال آنکه یک کودک در عربستان سعودی به مسیحیت گرایش پید...