رد شدن به محتوای اصلی

تازه ها

قداست سوخته

  قداست سوخته سیدجمال جلالی   او تصویری را سوزاند؛ عمل ساده‌ای که برای حکومتی مبتنی بر نماد و تقدس، فراتر از یک خط قرمز بود. آن تصویر قرار بود پیامی باشد از اقتدار، وحدت و مشروعیت؛ اما وقتی دست یک جوان برخاست و شعله‌ای بر آن نشاند، آن پیام به آینه‌ای تبدیل شد که ناگهان تصویر شکست را بازتاب داد. مرگ امید، هرگونه که رخ داده باشد، نشان داد که قدرت از فروپاشی هالهٔ تقدس خود می‌هراسد. وقتی تصویر می‌سوزد، دیواری که مردم را به سکوت و اطاعت عادت داده، ترک برمی‌دارد و نظم ظاهری آرام به لرزه می‌افتد . اما آن شعله‌ شخصی در شبکه‌های اجتماعی خاموش نماند. ویدیوی او در عرض چند ساعت میان مردم پخش شد و الگویی برای کسانی که سال‌ها امکان اعتراض آرام را نداشته‌اند گردید. جوانانی که آینده‌ای تاریک می‌بینند و از کانال‌های مدنی قطع شده‌اند، با دیدن آن عمل جسورانه فهمیدند که می‌شود. همین می‌شود در شرایط فقر، بیکاری و تحقیر روزمره به تقلید و تکرار بدل شد؛ هر بار که تصویری در کوچه‌ای یا در استوری کسی می‌سوزد، آن عمل از فردی به جمعی تبدیل می‌شود و شعله‌ای کوچک، بی‌اختیار بزرگ‌تر می‌گردد . از نگاه من ح...

از جبر تا جستجو: تأملی بر دین، جغرافیا و آگاهی

 


از جبر تا جستجو: تأملی بر دین، جغرافیا و آگاهی

سید جمال جلالی

دین یکی از اساسی‌ترین عناصر هویت انسانی است که در طول تاریخ نقشی کلیدی در شکل‌گیری فرهنگ‌ها، جوامع و سیاست‌ها ایفا کرده است. اما یکی از پرسش‌های بنیادی درباره‌ی دین این است: آیا انسان واقعاً در انتخاب دین خود آزاد است؟ یا دین نیز، همچون زبان مادری و ملیت، از پیش برای او انتخاب شده است؟ آیا گرایش به دین، نتیجه‌ی تفکر آزادانه است یا محصول جغرافیا، محیط و جامعه‌ای که فرد در آن متولد شده است؟ این پرسش ما را به تأمل درباره‌ی مفهوم «جبر جغرافیایی» در دین می‌کشاند؛ اینکه تا چه اندازه محل تولد و زندگی، باوری را در ذهن انسان تثبیت می‌کند که او گمان می‌کند خود برگزیده است.

جبر جغرافیایی به این معناست که محل تولد و زندگی فرد تأثیر عمیق و مستقیمی بر عقاید، رفتارها و به‌ویژه دین او دارد. در بسیاری از جوامع، افراد همان دینی را دارند که خانواده و محیط اجتماعی‌شان به آن باور دارند. بر اساس آمار، حدود ۹۰٪ مردم جهان پیرو همان دینی هستند که والدین‌شان داشته‌اند. برای مثال، احتمال آنکه یک کودک در عربستان سعودی به مسیحیت گرایش پیدا کند، نزدیک به صفر است؛ همان‌گونه که در دانمارک احتمال گرایش به آیین هندو بسیار اندک است. در ایران نیز، مثال‌های ملموس‌تری دیده می‌شود: کودکی که در مناطق کرد‌نشین، بلوچ یا ترکمن متولد می‌شود، معمولاً مسلمان اهل سنت خواهد بود. در مقابل، کودکی که در مناطق مرکزی یا شمال شرقی ایران به دنیا می‌آید، به احتمال زیاد پیرو مذهب شیعه خواهد بود. به‌ندرت پیش می‌آید که کسی در یک جامعه‌ی مسلمان‌زاده، آزادانه بودایی یا مسیحی شود  مگر در شرایط خاص، مانند مهاجرت، یا پس از مطالعه‌ی عمیق درباره‌ی ادیان.

در بیشتر کشورها، دین هم‌زمان با زبان، فرهنگ و تاریخ، به کودک منتقل می‌شود و بخشی از هویت او را می‌سازد. در نظریه، دین باید یک انتخاب آزادانه باشد، اما در عمل، عوامل متعددی از جمله فشار اجتماعی، قوانین مذهبی، ساختارهای فرهنگی و ترس از طردشدن، این انتخاب را محدود می‌کنند. در برخی کشورها، تغییر دین حتی جرم تلقی می‌شود یا با مجازات اجتماعی همراه است. بنابراین، برای بسیاری، دین بیش از آنکه انتخابی آگاهانه باشد، نوعی میراث ناگزیر است. نهادهای آموزشی، رسانه‌ها، خانواده و حتی حکومت‌ها نقش پررنگی در تثبیت باورهای دینی دارند. دین در بسیاری از کشورها، بخشی از هویت ملی محسوب می‌شود و به کودکان از سنین پایین آموزش داده می‌شود، بدون آنکه فضایی برای مقایسه یا انتخاب آگاهانه فراهم شود. اگرچه در قوانین برخی کشورها، آزادی دینی به رسمیت شناخته شده است، اما در عمل، این آزادی با موانع فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی روبه‌رو است. در برخی جوامع، تغییر دین ممکن است منجر به طرد خانوادگی، حذف اجتماعی یا حتی مجازات رسمی شود.

با این حال، نمونه‌هایی نیز وجود دارد که نشان می‌دهد در شرایطی که آزادی دینی در عمل نیز وجود دارد، انتخاب دین شکل متفاوتی به خود می‌گیرد. برای مثال در آلمان، نوجوانان از سن ۱۴ سالگی طبق قانون حق دارند به‌طور مستقل درباره‌ی مذهب خود تصمیم بگیرند. تا سن ۱۲ سالگی، والدین درباره‌ی آموزش دینی فرزندان تصمیم می‌گیرند و بین ۱۲ تا ۱۴ سالگی نیز تصمیم والدین باید با رضایت کودک همراه باشد. اما پس از ۱۴ سالگی، فرد می‌تواند آزادانه وارد یا خارج از نهادهای دینی شود. با این حال، آمارها نشان می‌دهند که بسیاری از نوجوانان به ویژه در میان مسیحیان پس از رسیدن به این سن، از دین فاصله می‌گیرند یا خود را بی‌دین معرفی می‌کنند. در کشورهای با محدودیت‌های بیشتر، افراد غالباً پس از مهاجرت و یا در صورت مواجهه با فرهنگ‌های دیگر، باورهای خود را بازنگری می‌کنند. این موارد نشان می‌دهند که گرچه جبر جغرافیایی نیرویی قدرتمند است، اما مطلق نیست. از این روی  میتوان گفت که آگاهی، تجربه و پرسشگری می‌توانند راه را برای انتخاب شخصی هموار کنند. حال پرسش این هست، پرسشگری و تفکر در اعتقاد دینی تا چه میزان می تواند بر روی بهبود سطح اعتقادی افراد تاثیر داشته باشد.

تجربه میدانی نشان داده است، شخصی که دین خود را مورد تفکر و بازبینی قرار می‌دهد و یا آن را با دیگر ادیان در مقام مقایسه می آورد، معمولاً نخست ایمانش را به نهادهای دینی، متون مقدس یا آموزه‌های سنتی خود از دست می‌دهد. با این حال، این فرایند به‌طور خودکار به انکار خدا نمی‌انجامد؛ اما در بسیاری موارد، به یک دوره‌ی بی‌خدایی موقت یا دائم منجر می‌شود، چراکه خدایی که فرد از کودکی شناخته، دیگر برایش پذیرفتنی نیست. اما ذهن انسان، به‌ویژه در شرایط سختی، بیماری، تنهایی یا بحران‌های عاطفی، در جستجوی معناست. در چنین لحظاتی، فرد دوباره به پرسش از وجود خدا یا نیرویی برتر بازمی‌گردد. در این مرحله، بسیاری به ندانم‌گرایی می‌رسند. یعنی نه وجود خدا را انکار می‌کنند و نه آن را می‌پذیرند، بلکه اذعان می‌کنند که نمی‌دانند و شاید هیچ‌گاه ندانند.

ندانم‌گرایی برای بسیاری به نقطه‌ی تعادل فکری تبدیل می‌شود؛ آن‌ها نه از روی ترس پیرو دینی هستند، و نه می‌توانند همه‌چیز را انکار کنند. این وضعیت، حالتی میان باور و انکار است که در آن، شک و پرسشگری همچنان زنده است. با این حال، در مواردی خاص، تحولات عمیق در زندگی برخی افراد رخ می‌دهد. به طور مثال تجربه‌ای شخصی، کتابی تأثیرگذار، یا مواجهه‌ای انسانی که می‌تواند فرد را دوباره به‌سوی یک دین خاص سوق دهد. اما این‌بار، ایمان نه از سر جبر، بلکه از مسیر آگاهی و انتخاب به‌دست می‌آید. با این همه، اکثر افرادی که از دین جدا شده‌اند، در همان مرز میان ایمان و بی‌ایمانی باقی می‌مانند. آن‌ها پیرو شک، پرسش و آگاهی‌اند، نه پیرو سنت، اجبار یا ترس.

در نهایت، می‌توان گفت که دین برای بسیاری از انسان‌ها، نه یک انتخاب آزاد، بلکه بخشی از هویت فرهنگی و جغرافیایی آن‌هاست؛ موضوعی که بیشتر به آن‌ها تحمیل می‌شود تا آنکه آگاهانه برگزیده شود. با این حال، نیروی تفکر، تجربه‌ورزی و پرسشگری این ظرفیت را دارد که انسان را از چارچوب‌های موروثی بیرون بیاورد و امکان انتخابی آگاهانه را فراهم کند. هرچند که این مسیر آسان نیست و با شک، سردرگمی و حتی انزوا همراه است، اما می‌تواند به ایمانی عمیق‌تر یا نگاهی بازتر نسبت به معنا، هستی و باور ختم شود. بدین ترتیب، ایمان واقعی نه در تکرار باورهای به ارث‌رسیده، بلکه در جسارت پرسش و جست‌وجوی حقیقت شکل می‌گیرد.

این مقاله در وب سایت بشریت هم بازنشر شده است


نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

معرفی و دانلود کتاب 451 فارنهایت

کتاب 451درجه فارنهایت یکی از مهم‌ترین و تأثیرگذارترین آثار ادبیات قرن بیستم است. ری بردبری در این رمان، جهانی تاریک و سرکوبگر را به تصویر می‌کشد؛ جایی که کتاب‌ها ممنوع هستند و آتش‌نشان‌ها به جای خاموش کردن آتش، کتاب‌ها را می‌سوزانند . قهرمان داستان، گای مونتاگ، یک آتش‌نشان است که با تردیدها و پرسش‌هایی درباره‌ی نقش خودش در این سیستم روبه‌رو می‌شود. آشنایی با دختری جوان و تفکر برانگیز، ذهن او را بیدار می‌کند و او را به سوی نافرمانی و کشف حقیقت می‌کشاند . فایل پی دی اف کتاب 451درجه فارنهایت فایل صوتی کتاب 451درجه فارنهایت

حقوق بشر اسلامی

  حقوق بشراسلامی جمال جلالی به بهانه‌ی سالروز تصویب اعلامیه حقوق بشر اسلامی، که در تقویم ما نیز در چهاردهم مرداد ثبت شده است، تصمیم گرفتم این اعلامیه را بررسی کنم، زیرا پیش از این، حتی نمی‌دانستم چنین سندی وجود دارد. همین آشنایی از جمله مزایای حضور من در کانون است، چراکه آگاهی مرا نسبت به حق و حقوق انسان، به‌صورت آکادمیک و تخصصی‌تر گسترش می‌دهد. پیش از هر چیز، لازم است تعریف بشر را مرور کنیم. بشر یعنی انسان، به‌طور عام و بدون هیچ قید و شرطی، یعنی همه‌ی انسان‌ها، صرف‌نظر از دین، مذهب، ملیت یا جنسیت، در این مفهوم جای می‌گیرند. بنابراین وقتی از حقوق بشر سخن می‌گوییم، یعنی حقوقی برای تمام انسان‌ها، فارغ از هرگونه تضاد و اختلاف را درنظر می‌گیریم. از همین‌جا روشن می‌شود که ترکیب حقوق بشر اسلامی به‌خودی‌خود نوعی تضاد یا پارادکس دربر دارد، زیرا واژه‌ی بشر جهان‌شمول است، در حالی‌که اسلامی‌بودن، آن را محدود به گروهی خاص می‌کند. به همین دلیل شاید عنوان‌هایی مانند اعلامیه‌ی اسلامی درباره‌ی حقوق و وظایف انسان، اعلامیه‌ی حقوق شریعت اسلامی یا اعلامیه‌ی حقوق مسلمانان عنوان‌های دقیق‌تری می‌بودند . ...