اعلاميه مربوط به حقوق اشخاص متعلق به پیروان ملي يا قومي ديني و زباني و مقایسه آن با قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران
جمال جلالی
جوامع انسانی در سراسر جهان هیچگاه یکدست و یکنواخت نبوده اند. در هر
کشوری انسانها با زبانها فرهنگها باورها و پیشینه های متفاوت در کنار هم زندگی
میکنند. این تنوع نه یک مشکل بلکه بخشی از واقعیت طبیعی زندگی انسانهاست، اما
مسئله زمانی آغاز میشود که این تفاوتها به تبعیض تبدیل شوند. یعنی زمانی که یک فرد
فقط به خاطر زبان مادری اش یا به خاطر دینش یا به خاطر قومیتش از حقوق برابر محروم
شود. برای مقابله با این وضعیت، جامعه جهانی تلاش کرده است تا از طریق حقوق بشر
چارچوبی برای احترام به این تنوع ها ایجاد کند. در همین راستا سازمان ملل متحد در
سال ۱۹۹۲ اعلامیه ای درباره حقوق افراد متعلق به تنوع های ملی، قومی، دینی و
زبانی را در 9 ماده تصویب کرد. این اعلامیه تلاش میکند به یک سؤال مهم پاسخ دهد.
چگونه میتوان در یک جامعه متنوع همزمان هم وحدت داشت و هم عدالت. در قلب این بحث
یک اصل ساده اما بسیار مهم قرار دارد، همه انسانها با هم برابرند. سازمان ملل
تأکید میکند که هر انسان صرف نظر از نژاد، زبان، مذهب یا جنسیت دارای کرامت و ارزش
ذاتی است، اما این جمله وقتی مهم میشود که آن را در زندگی واقعی ببینیم. مثلاً
تصور کنید یک کودک در مدرسه به خاطر لهجه اش مورد تمسخر قرار میگیرد یا فردی به
خاطر دینش اجازه کار در یک اداره را پیدا نمیکند. اینها مثالهای ساده ای هستند،
اما نشان میدهند که تبعیض چگونه میتواند وارد زندگی روزمره شود. اعلامیه ۱۹۹۲ سازمان ملل به
طور مشخص درباره تنوع ها صحبت میکند. اولین نکته مهم اینست که کشورها مسئول هستند.
یعنی دولتها باید شرایطی فراهم کنند که افراد بتوانند زبان خود را حفظ کنند، فرهنگ
خود را زنده نگه دارند، دین خود را آزادانه اجرا کنند وانتخاب کنند. اما این فقط
در حد حرف نیست بلکه باید در عمل اتفاق بیفتد. بررسی مواد 9 گانه این اعلامیه عبارتند
از: ماده 1 حمایت از هویت دیگر تنوع ها. این ماده میگوید کشورها باید از هویت
فرهنگی زبانی و دینی این تنوع ها حمایت کنند و شرایط را برای ارتقای این هویت
تشویق کنند. کشورها باید قوانین مناسب و تدابیر دیگر برای رسیدن به این هدف ها را
تصویب کنند. در سوئد مردم سامی به عنوان یک تنوع بومی و قومی شناخته میشوند. دولت
سوئد طبق اصول این اعلامیه و کنوانسیونهای مشابه مدارس سامی را ایجاد کرده است. در
این مدارس کودکان نه تنها زبان سامی را می آموزند بلکه دروسی درباره تاریخ، فرهنگ
و حتی مهارتهای سنتی خود، مثل پرورش گوزن شمالی دارند. ماده 2 آزادی فرهنگی مذهبی
و زبانی. این ماده یکی از مهمترین بخش هااست. میگوید افراد حق دارند دین خود را
آزادانه اجرا کنند. انجمن های خاص خود را تشکیل دهند. زبان خود را در نهان و به
طور علنی آزادانه و بدون مداخله یا هر شکل از تبعیض استفاده کنند وبه صورتی موثر
در زندگی فرهنگی دینی اجتماعی اقتصادی و عمومی مشارکت کنند. به عنوان مثال در بخش
زبان ما شاهد این هستیم که در برخی کشورها دانش آموزان میتوانند در کنار زبان رسمی،
زبان مادری خود را هم در مدرسه یاد بگیرند. این کار باعث میشود که کودک احساس نکند
باید هویت خود را پنهان کند. در کانادا دولت به طور رسمی از زبان فرانسوی در کنار
انگلیسی حمایت میکند این سیاست باعث شده که تنوع فرانسوی زبان احساس حذف شدن
نداشته باشد یا در اسپانیا زبانهایی مثل کاتالان و باسکی به رسمیت شناخته شده اند.
در ایران طبق قانون اساسی زبانهای محلی به رسمیت شناخته شده اند، اما در عمل آموزش
رسمی به این زبانها بسیار محدود است. در نتیجه این سؤال مطرح میشود که آیا حمایت
از هویت فقط در حد قانون باقی مانده است؟ به عنوان مثال در بخش دین، ما شاهد این
هستیم که در برخی کشورها پیروان دینی اجازه دارند مراسم مذهبی خود را آزادانه
برگزار کنند و حتی تعطیلات رسمی مخصوص خود داشته باشند. اینها نمونه هایی از اجرای
واقعی حقوق دیگر تنوع هاست. در هند با وجود تنوع شدید مذهبی گروههای مختلف تا حد
زیادی امکان اجرای آیینهای خود را دارند. اما حتی در هند هم در سالهای اخیر
گزارشهایی از فشار بر مسلمانان و دیگر تنوع ها منتشر شده است. در ایران برخی از
پیروان سایر ادیان مانند بهاییان اساسا به رسمیت شناخته نمیشوند و محدودیت در
فعالیت مذهبی و اجتماعی آنها وجود دارد. افرادی از برخی تنوع ها به دلیل فعالیتهای
مذهبی یا فرهنگی با اتهاماتی مانند تبلیغ علیه نظام مواجه شده اند. این نشان میدهد
که ماده 2 در برخی موارد نقض میشود. ماده 3 عدم مجازات به خاطرهویت. این ماده
میگوید هیچکس نباید به خاطر استفاده از حقوق فرهنگی یا مذهبی خود مجازات شود. در
برخی کشورها مثل چین گزارشهایی درباره محدودیتهای شدید علیه اویغورها وجود دارد.
ماده 4 برابری واقعی و شرایط رشد. این ماده فقط درباره حقوق روی کاغذ نیست، بلکه
درباره ایجاد شرایط واقعی است. کشورها باید تمهیدات مناسب انجام دهند تا اشخاص
متعلق به پیروان بتوانند به طور کامل در پیشرفت و توسعه اقتصادی کشورشان شرکت کنند.
کشورها باید هر جا مناسب باشد تمهیداتی در زمینه آموزش انجام دهند تا شناسایی
تاریخ سنتها زبان و فرهنگ پیروان موجود در سرزمین خود را تشویق کنند. به طور مثال
در فنلاند برای سامی ها امکان آموزش به زبان مادری فراهم شده است. اما در ایران
اگرچه اصل برابری وجود دارد، اما در عمل دسترسی برابر به فرصتها همیشه محقق نشده
است. ماده 5 تا 7 سیاستگذاری و همکاری. این مواد میگویند کشورها باید در
سیاستگذاری دیگر تنوع ها را در نظر بگیرند و با هم همکاری کنند و برای ترویج این
حقوق تلاش کنند. به عنوان مثال در اتحادیه اروپا کشورها موظف به رعایت
استانداردهای حقوق دیگر تنوع ها هستند. در کشورهایی با تنوع بالا اجرای این
سیاستها گاهی با نگرانیهای امنیتی همراه است. مثلاً ترس از تجزیه یا تقویت هویتهای
جداگانه. ماده 8 و 9 محدودیتها و نقش سازمانهای بین المللی. هیچ موردی در اعلامیه
حاضر نباید مانع از اجرای تعهدات بین المللی کشورها در ارتباط با اشخاص متعلق به
این تنوع ها شود. این مواد تأکید میکنند که این حقوق نباید به تجزیه کشورها منجر
شود. سازمانهای بین المللی باید کمک کنند، درواقع هیچ موردی دراعلامیه نباید چنان
تفسیر و تعبیر شود که فعالیتی مغایر با هدف و اصول سازمان ملل متحد از جمله برابری
حاکمیت تمامیت ارضی و استقلال سیاسی کشورها را مجاز بداند. حالا به بخش مهم میرسیم.
این اعلامیه با وجود اهداف مثبت برای برخی کشورها چالش ایجاد کرده است. نگرانی از
قومگرایی و تجزیه و تفسیر امنیتی از فعالیتهای فرهنگی یک مسئله جدی دررابطه با این
اعلامیه می باشد. از یک طرف باید به دیگرگروه ها آزادی داد و از طرف دیگر باید
وحدت کشور حفظ شود. این دقیقاً همان چالش اصلی است. وقتی اعلامیه های حقوق بشری از
فرهنگ متفاوت حرف میزنند، هدفشان حمایت از این تنوع ها است. اگر بگوییم همه مثل هم
هستیم و تفاوتی نداریم ممکن است به سمتی برویم که زبان یا لباس خاص یک گروه نادیده
گرفته شود. ما وقتی میگوییم کردها فرهنگ متمایزی دارند، یعنی آنها حق دارند زبان،
لباس و سنتهای خاص خود را در کنار هویتشان حفظ کنند و دولت موظف به حمایت از این
تفاوتهای زیبا است. تنوع انسانی یک واقعیت غیرقابل انکار است. اما نحوه برخورد ما
با این تنوع آینده جامعه را تعیین میکند. اگر این تنوع را به رسمیت بشناسیم و از
آن حمایت کنیم، میتواند به یک منبع قدرت تبدیل شود. اما اگر آن را نادیده بگیریم، میتواند
به منبعی از تنش و نابرابری تبدیل شود. بنابراین احترام به حقوق تنوع ها نه فقط یک
وظیفه قانونی بلکه یک مسئولیت انسانی است. اعلامیه ۱۹۹۲ سازمان ملل یک گام مهم در جهت عدالت و برابری بود. اما اجرای
آن بیش از آنکه یک مسئله حقوقی باشد، یک مسئله سیاسی و اجتماعی پیچیده است. کشورها
باید بین دو چیز تعادل ایجاد کنند، احترام به تنوع، حفظ وحدت ملی و این تعادل
همیشه ساده نیست.

نظرات
ارسال یک نظر