دستگیری نوکیشان مسیحی در ایران
جمال جلالی
در
سرزمینی که ایمان میتواند جرم تلقی شود انتخاب یک دین دیگر نه یک حق بلکه یک خطر
است. این جمله برای من فقط یک تحلیل نیست بلکه بخشی از واقعیتی است که با آن زندگی
کرده ام. در سالهای اخیر شمار زیادی از نوکیشان مسیحی در ایران بازداشت شده اند نه
به دلیل اقدام خشونت آمیز و نه به دلیل فعالیت سیاسی بلکه تنها به دلیل باور قلبی
خود. با این حال دستگاه امنیتی جمهوری اسلامی این افراد را صرفا شهروندانی با
انتخابی متفاوت نمیبیند بلکه آنها را به عنوان تهدیدی امنیتی معرفی میکند. نوکیش مسیحی کسی است که از
اسلام به مسیحیت ایمان آورده است. بسیاری از این افراد از طریق مسیحیت انجیلی یا
تبشیری به این مسیر رسیده اند. در این نوع از ایمان رابطه شخصی با خدا و به اشتراک
گذاشتن ایمان اهمیت دارد. این انتخاب یک تصمیم درونی است نه یک اقدام سیاسی. من
نیز از همین مسیر عبور کرده ام. مسیر من از تردید آغاز شد و به ایمان رسید نه از
سیاست و نه از هیچ انگیزه بیرونی. در ساختار جمهوری اسلامی
دین تنها یک باور شخصی نیست بلکه بخشی از نظام قدرت است. خروج از اسلام به عنوان
خروج از چارچوب ایدئولوژیک تلقی میشود. به همین دلیل نوکیشان مسیحی نه به عنوان
شهروند بلکه به عنوان یک مسئله امنیتی دیده میشوند. حکومت برای کنترل این پدیده
تلاش میکند آن را به دشمنان خارجی پیوند بزند و آن را از یک انتخاب شخصی به یک
تهدید سیاسی تبدیل کند. در این میان یکی از مهمترین دلایل حساسیت حکومت
نسبت به مسیحیان انجیلی مسئله نگاه آنها به اسرائیل است. بسیاری از جریانهای
انجیلی در جهان به دلایل اعتقادی وجود اسرائیل را به رسمیت میشناسند و آن را بخشی
از باور دینی خود میدانند. همین موضوع باعث شده که در نگاه جمهوری اسلامی که
اسرائیل را دشمن اصلی خود تعریف کرده است این گروه از مسیحیان به عنوان دشمن تلقی
شوند. در نتیجه این تصور شکل میگیرد که نوکیشان مسیحی به نوعی با اسرائیل مرتبط
هستند و از همین جا اتهام جاسوسی ساخته میشود. این اتهام نه بر اساس فعالیت واقعی
بلکه بر اساس یک پیش فرض ایدئولوژیک شکل میگیرد. در ماههای اخیر و همزمان با تشدید
فضای جنگی این نگاه امنیتی شدیدتر شده است. در چنین شرایطی هر تفاوت اعتقادی
میتواند به عنوان تهدید تعبیر شود. گزارشهای متعدد نشان میدهد که در این دوره فشار
بر نوکیشان مسیحی افزایش یافته و بازداشتها بیشتر شده است. در همین چارچوب میتوان
به نمونه هایی مانند محمد نیکبخت نوکیش مسیحی اشاره کرد که در اسفند ۱۴۰۴ توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد و بدون اعلام اتهام مشخص در بازداشت
باقی مانده است. این نمونه نشان میدهد که چگونه در فضای امنیتی ایمان میتواند به
تنهایی به عنوان دلیل بازداشت تلقی شود. واقعیت زندگی نوکیشان مسیحی در ایران با ترس
همراه است. بسیاری از ما مجبوریم ایمان خود را پنهان کنیم. گردهمایی ها در خانه ها
و به صورت مخفیانه انجام میشود. هر ارتباط میتواند باعث سوءظن شود. این ترس برای
من یک مفهوم نظری نیست بلکه تجربه ای واقعی است که با آن زندگی کرده ام. من نه جاسوسم و نه وابسته
به هیچ کشور یا قدرتی. ایمان من نتیجه یک جستجوی درونی است نه یک برنامه خارجی. من
به مسیحیت ایمان آورده ام زیرا پاسخ پرسش هایم را در آن یافتم. اما در سیستمی که
ایمان را از دریچه امنیت نگاه میکند همین انتخاب میتواند مرا به یک متهم تبدیل کند
به ویژه در شرایطی که فضای جنگی هر تفاوتی را خطر تلقی میکند. برچسب جاسوسی ابزاری برای
توجیه سرکوب است. وقتی ایمان به یک مسئله امنیتی تبدیل میشود دیگر گفت و گو جای
خود را به بازداشت میدهد. در چنین شرایطی حقیقت جای خود را به اتهام میدهد و انسان
به دلیل باورش مورد مجازات قرار میگیرد. در
نهایت ایمان امری شخصی است و نمیتوان آن را با ابزارهای امنیتی از بین برد. تجربه نوکیشان مسیحی در ایران نشان میدهد که حتی در شرایط فشار نیز
انسانها به دنبال حقیقتی هستند که در درون خود احساس میکنند. ایمان مرز نمیشناسد و
نمیتوان آن را به جاسوسی تقلیل داد. داستان ما نه داستان تهدید بلکه داستان جستجوی
حقیقت است.

نظرات
ارسال یک نظر