رد شدن به محتوای اصلی

تازه ها

آزادی دین و عقیده در اسناد بین‌المللی و نظام حقوقی جمهوری اسلامی ایران

  آزادی دین و عقیده در اسناد بین‌المللی و نظام حقوقی جمهوری اسلامی ایران جمال جلالی   آزادی دین و عقیده یکی از مهم‌ترین موضوعات حقوق بشر است که در اسناد بین‌المللی و نظام‌های حقوقی مختلف مورد توجه قرار گرفته است. برای درک جایگاه این آزادی، ابتدا باید میان مفاهیمی مانند اعلامیه، معاهده، میثاق‌نامه و کنوانسیون تفاوت قائل شد. به زبان ساده، می‌توان گفت که اعلامیه‌ها عمدتاً نقش تبیینی و استانداردساز دارند، در حالی که معاهدات، میثاق‌ها و کنوانسیون‌ها برای دولت‌های عضو، تعهدات حقوقی ایجاد می‌کنند؛ البته میزان الزام‌آوری و سازوکار اجرای هر سند باید با توجه به متن و وضعیت حقوقی همان سند بررسی شود. در این مقاله سعی شده است که تقریباً تمامی مواد قانونی مرتبط با آزادی دین و عقیده معرفی شود. مهم‌ترین و قدیمی‌ترین این اسناد، اعلامیه جهانی حقوق بشر است که در سال ۱۹۴۸ به تصویب رسید و در ۳۰ ماده، مجموعه‌ای از حقوق و آزادی‌های اساسی انسان را بیان می‌کند. موضوع دین و عقیده در چند ماده این اعلامیه مورد توجه قرار گرفته است. ماده ۲ بر منع تبعیض بر اساس دین و عقیده تأکید می‌کند، ماده ۱۸ آزادی ...

از سایه تا نور

 



از سایه تا نور

جمال جلالی


در نقطه‌ای از این جهان، جایی وجود دارد که دین، نه یک انتخاب، بلکه سرنوشتی از پیش‌نوشته برای انسان‌هاست. در سیستمی که بر پایه‌ی یک مکتب خاص فکری و دینی بنا شده، پیش از آن‌که ذهن به بلوغ برسد و پرسشی شکل بگیرد، نسخه‌ای کامل از هویت، تفکر و حتی مسیر معنوی در اختیار فرد قرار می‌گیرد؛ نسخه‌ای مطابق با معیارهای حکومت و فرهنگ رسمی آن جامعه. در چنین فضایی، فرصت اندیشیدن و جست‌وجوی فردی برای حقیقت، پیش از آنکه آغاز شود، پایان می‌یابد.در چنین جغرافیایی، دین نه تنها بخشی از زندگی فردی نیست، بلکه عنصری ذاتی در تمام وجوه اجتماعی، سیاسی و فرهنگی است. حال اگر در این فضا، فردی جایگاه خاصی در سلسله‌مراتب مذهبی داشته باشد، همچون کسی که از نسل پیامبر محسوب می‌شود، این قالب از پیش‌ساخته‌شده بسیار سخت‌تر و بسته‌تر می‌گردد. انتظار از چنین فردی، نه تنها پیروی، بلکه دفاع از سنت و تکرار آموزه‌های بدون پرسش است. هرگونه انحراف از این مسیر، نه تنها خروج از دین، بلکه خیانت به خانواده، تاریخ و جامعه تلقی می‌شود.در محیطی بسته که پرسش دشمن است و تردید جرم، شخصی که بخواهد راهی دیگر را کشف کند، ناچار است سکوت را برگزیند یا در دل، سؤالات را پنهان کند. تجربه‌ی زیستن با عبادات تحمیلی، با زبانی بیگانه و با ترس از خدایی که مجازات‌گر توصیف می‌شود، فضایی از بیگانگی درونی خلق می‌کند. کسی که روزها در قالب‌های رسمی عبادت می‌کند، ممکن است شب‌ها در سکوت، از خود بپرسد: چرا باید با زبانی غیر از زبان مادری با خدا سخن گفت؟ چرا باید عشق به خدا، با ترس از آتش گره بخورد؟با گذر زمان، برای فردی اهل مطالعه، شناخت تاریخ، متون مقدس و مفاهیم اولیه دین، ممکن است راهی تازه گشوده شود. بررسی متون اسلامی، شناخت روند تاریخی قدرت‌گیری دینی، تناقض‌های اخلاقی و سیاسی در احادیث و سیره‌ها، همگی می‌توانند تصویر ذهنی از دین را دگرگون کنند. گاهی این دگرگونی چنان شدید است که فرد را از دین، نه به فاصله، بلکه به انکار کامل می‌کشاند. بی‌خدایی، در آغاز، شبیه نفسی عمیق پس از سال‌ها خفگی است. اما با گذشت زمان، سکوت، پوچی و بی‌معنایی نیز سایه می‌افکند.در نبود معنای الهی، انسان به جستجو ادامه می‌دهد. اما این جستجوها نمی‌توانند پاسخ نهایی را به فرد جستجوکننده بدهند. در نهایت، زیر فشارهای انبوه زندگی، ناامیدی و تنهایی عمیقی پدید می‌آید که هیچ مرهمی نمی‌تواند آن را التیام بخشد. این فشارها انسان را به نقطه‌ای می‌رسانند که تنها راه، تسلیم است. اما گاهی همین نقطه‌ی پایان، آغازی دوباره است. در این تاریکی مطلق، نوری آرام ظاهر می‌شود. فردی که طی سال‌ها، نه به‌صورت اتفاقی بلکه با آگاهی کامل و پرسشگری بی‌وقفه، باورهایش را به چالش کشیده و راه‌های مختلف را آزموده است، جستجوی حقیقت و معنویت را از منابع گوناگون پی گرفته است و هرگز نخواسته در هزارتوی تقلید و اجبار گرفتار شود. چنین کسی با چشمانی باز و قلبی آگاهانه، قدم در راهی می‌گذارد که پاسخگوی عطش روحی و نیازهای درونی‌اش باشد؛ راهی که در آن آزادی، عشق و آرامش جایگزین ترس و اجبار شده است. این نور، نوری نیست از جنس زور و سنت خشک، بلکه نوری است از جنس محبت، آزادی و شفقت. در نقطه‌ی صفر، جایی که امیدها رنگ باخته و درهای زندگی به روی انسان بسته شده‌اند، خلأ عمیقی که سال‌ها درون را می‌بلعید ناچار خود را نمایان می‌کند. انسانی که ذاتاً خداجو و حقیقت‌طلب است، نمی‌تواند در این خلأ بماند؛ این خلأ همان عطش روحی است که تنها حقیقت و آرامش حقیقی آن را فرو می‌نشاند. زمانی که بستری فراهم می‌شود تا فرد بتواند خود را دوباره بسازد، چرا باید از آن چشم‌پوشی کرد؟ چرا باید این نیاز اولیه‌ی وجودی نادیده گرفته شود؟ آیا کسی که تشنه است، از جرعه‌ای آب گوارا فرار می‌کند؟ آیا نمی‌خواهد تشنگی‌اش را فرو بنشاند؟ وقتی بستری جدید، نه بر پایه‌ی اجبار و ترس، بلکه بر پایه‌ی عشق، آزادی و شفقت بنا شده است؛ وقتی رابطه‌ای شخصی با نیرویی برتر شکل می‌گیرد که در قالب قواعد خشک جامعه نیست و در بستر مهربانی و بخشش جاری است، آیا می‌توان این فرصت را نادیده گرفت؟ نوری که برای محکومیت نیامده، بلکه برای نجات آمده است؛ نوری که در میان تاریکی، گرما و آرامی می‌بخشد. این داستان، تنها یک روایت عمومی نیست؛ این روایت زندگی من است. من، کسی که روزی در سایه شک زیسته‌ام، اکنون در نوری تازه قدم می‌گذارم.

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

حقوق بشر اسلامی

  حقوق بشراسلامی جمال جلالی به بهانه‌ی سالروز تصویب اعلامیه حقوق بشر اسلامی، که در تقویم ما نیز در چهاردهم مرداد ثبت شده است، تصمیم گرفتم این اعلامیه را بررسی کنم، زیرا پیش از این، حتی نمی‌دانستم چنین سندی وجود دارد. همین آشنایی از جمله مزایای حضور من در کانون است، چراکه آگاهی مرا نسبت به حق و حقوق انسان، به‌صورت آکادمیک و تخصصی‌تر گسترش می‌دهد. پیش از هر چیز، لازم است تعریف بشر را مرور کنیم. بشر یعنی انسان، به‌طور عام و بدون هیچ قید و شرطی، یعنی همه‌ی انسان‌ها، صرف‌نظر از دین، مذهب، ملیت یا جنسیت، در این مفهوم جای می‌گیرند. بنابراین وقتی از حقوق بشر سخن می‌گوییم، یعنی حقوقی برای تمام انسان‌ها، فارغ از هرگونه تضاد و اختلاف را درنظر می‌گیریم. از همین‌جا روشن می‌شود که ترکیب حقوق بشر اسلامی به‌خودی‌خود نوعی تضاد یا پارادکس دربر دارد، زیرا واژه‌ی بشر جهان‌شمول است، در حالی‌که اسلامی‌بودن، آن را محدود به گروهی خاص می‌کند. به همین دلیل شاید عنوان‌هایی مانند اعلامیه‌ی اسلامی درباره‌ی حقوق و وظایف انسان، اعلامیه‌ی حقوق شریعت اسلامی یا اعلامیه‌ی حقوق مسلمانان عنوان‌های دقیق‌تری می‌بودند . ...

جامعه خاکستری در تاریخ ایران

  نویسنده مقاله: جمال جلالی در تاریخ معاصر ایران، همواره دو گروه متمایز در کنار هم زیسته‌اند: آنان که تصمیم می‌گیرند و هزینه می‌دهند و آنان که در سکوت، تماشاگرند. گروه نخست، اقلیتی کوچک اما اثرگذار است و گروه دوم، اکثریتی خاموش که در مرز میان ترس و تردید زندگی می‌کند. همین اکثریت خاموش را می‌توان جامعه‌ی خاکستری نامید جامعه‌ای که نه سیاه است و نه سفید، نه با ظلم همراه است و نه در برابر آن می‌ایستد . پدیده‌ی جامعه‌ی خاکستری محدود به ایران نیست، اما در این سرزمین رنگ و عمقی تاریخی دارد. ریشه‌های آن را باید در قرن‌ها زیستن زیر سایه‌ی قدرت مطلق، در ترس از سرکوب، در خیانت‌های درونی، در ناامنی و جنگ‌های پی‌درپی، در بی‌اعتمادی اجتماعی و در گسست‌های قومی جست‌وجو کرد. این عناصر در کنار هم، ناخودآگاه جمعی ایرانیان را شکل داده‌اند و رفتار اجتماعی ما را تا امروز تعیین می‌کنند. پرسش اصلی این است که چرا جامعه‌ی ایران در بزنگاه‌های تاریخی، اغلب میان شور و سکوت نوسان می‌کند؟ چرا ما بیش از آنکه به کنش عادت داشته باشیم، تماشا را برمی‌گزینیم؟برای پاسخ دادن به این پرسش باید به حافظه‌ی تاریخی خود بازگ...

از جبر تا جستجو: تأملی بر دین، جغرافیا و آگاهی

  ا ز جبر تا جستجو: تأملی بر دین، جغرافیا و آگاهی سید جمال جلالی دین یکی از اساسی‌ترین عناصر هویت انسانی است که در طول تاریخ نقشی کلیدی در شکل‌گیری فرهنگ‌ها، جوامع و سیاست‌ها ایفا کرده است. اما یکی از پرسش‌های بنیادی درباره‌ی دین این است: آیا انسان واقعاً در انتخاب دین خود آزاد است؟ یا دین نیز، همچون زبان مادری و ملیت، از پیش برای او انتخاب شده است؟ آیا گرایش به دین، نتیجه‌ی تفکر آزادانه است یا محصول جغرافیا، محیط و جامعه‌ای که فرد در آن متولد شده است؟ این پرسش ما را به تأمل درباره‌ی مفهوم «جبر جغرافیایی» در دین می‌کشاند؛ اینکه تا چه اندازه محل تولد و زندگی، باوری را در ذهن انسان تثبیت می‌کند که او گمان می‌کند خود برگزیده است . جبر جغرافیایی به این معناست که محل تولد و زندگی فرد تأثیر عمیق و مستقیمی بر عقاید، رفتارها و به‌ویژه دین او دارد. در بسیاری از جوامع، افراد همان دینی را دارند که خانواده و محیط اجتماعی‌شان به آن باور دارند. بر اساس آمار، حدود ۹۰٪ مردم جهان پیرو همان دینی هستند که والدین‌شان داشته‌اند. برای مثال، احتمال آنکه یک کودک در عربستان سعودی به مسیحیت گرایش پید...